درباره وبلاگ
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
بوسه ای بر ساغر حافظ2





                                                                      غلامعلی(امیر)صالحی

این غزل عارفانه است و بر وزن فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لان یعنی بحر رمل مثمن مخبون اصلم مسبغ است.

روضه ی خلد برین خلوت درویشانست           مایه ی محتشمی خدمت درویشانست

این بیت مطلع دارای دو جمله  با فعل معین «است» می باشد. روضه یعنی باغ. خلد برین یعنی بهشت اعلی. خلوت یعنی تنهایی اینجا منظور زمان عبادت مومن که با خداوند راز و نیاز کند است. درویش یعنی فقیر و بینوا اینجا منظور انسانی که برای سیر و سلوک باریتعالی از دنیا و دنیا پرستی دور است می باشد.(منظور افراد فرقه های مختلف درویشی نیست.) مایه یعنی بنیاد چیزی اینجا تقریبا معنی سرمایه می دهد. محتشمی یعنی بزرگی ی محتشمی ی مصدری است.معنی بیت: زمان عبادت انسانهای با ایمان مانند زمانی است که آنها در باغ بهشت اعلی هستند و خدمت به این افراد اولیاءالله شکوه و عظمت است برای انسان. یعنی خدمت به چنین انسانها باعث افتخار است.

گنج عزلت که طلسمات عجایب دارد           فتح آن در نظر رحمت درویشانست

طلسمات جمع طلسم یعنی نوشته هایی که جادوگران معتقد بودند هر شری را از انسان دور می نماید. بیت یعنی: دست یافتن به گنج گوشه نشینی که طلسمهای عجیب دارد به این دلیل است که درویشهای با ایمان در مسیر سلوک قدم برداشته و به این رحمت رسیده اند.

قصرفردوس که رضوانش بدربانی رفت           منظری ازچمن نزهت درویشانست

ن رضوانش اینجا در تنگنای قافیه با سکون خوانده می شود. ی دربانی ی مصدری ی منظری ی وحدت است. بیت یعنی: کاخ بهشت که فرشته بهشتی رضوان دربان آنست چشم اندازی از چمن پاکیزه و تفرجگاه درویشانست. یعنی کاخ بهشت یکی از نعمت های کوچک درویشانست که خداوند تبارک و تعالی به آنان عنایت فرموده است.

آنچه زرمی شود از پرتوآن قلب سیاه           کیمیائیست که درصحبت درویشانست

کیمیا: قدما درصدد بودند مخلوط چیزی که مس را طلا کند را بدست آورند ، آن را کیمیا گویند. البته بدست نیامده است. بیت یعنی: ازنوری که درصحبت درویشانست دل سیاه روشن می شود ، همانطوری که کیمیا مس را طلا می کند.

آنکه پیشش بنهد تاج تکبر خورشید           کبریائیست که در حشمت درویشانست

این بیت دارای آرایه اغراق است. حشمت: شرم ، حیا. بزرگی و بزرگواری. بیت یعنی: آنکسی که خورشید تاج تکبر و خود بزرگ بینی را در برابر او از سر بر می دارد و به زمین می نهد ، درویشی است که بدلیل شرم و حیا و بزرگواری به آن عظمت رسیده است.

دولتی را که نباشد غم از آسیب زوال           بی تکلف بشنو دولت درویشانست

ثروت و دارایی که غصه ازبین رفتن ندارد بی زحمت بشنو آن ثروت و دارایی از آن درویشانست.

خسروان قبله حاجات جهانند ولی           سببش بندگی حظرت درویشانست

حضرت اینجا یعنی آستان. بیت یعنی: مردم حاجاتشان را از پادشاهان درخواست می کنند و اینکه پادشاهان می توانند حاجات مردم را بدهند سببش اینست که در آستان و درگاه درویشان بندگی می کنند.

روی مقصود که شاهان بدعا می طلبند           مظهرش آینه ی طلعت درویشانست

مظهر اسم مکانست یعنی محل پیداشدن. طلعت: دیدار ، رؤیت. بیت یعنی: روی مقصود را که پادشاهان با دعا نمودن آرزو می کنند ، محل پیداشدنش آینه ی روی فقرا و درویشانست. یعنی دیدار اولیاءالله آینه ی روی مقصود است.

از کران تا بکران لشکر ظلمست ولی           از ازل تا به ابد فرصت درویشانست

کران یعنی کنار. بیت یعنی: در سرتاسر جهان لشکر ظلم هست اما از اول تا آخر جهان این فرصت برای درویشان هست که لشکر ظلم را مغلوب سازند.

ای توانگر مفروش اینهمه نخوت که ترا         سر و زر در کنف همت درویشانست

نخوت: تکبر. کنف: جانب ، سایه و کرانه. همت: اراده و عزم قوی. بیت یعنی: ای ثروتمند اینقدر تکبر نورز زیرا سلامتی و ثروت تو در سایه ی عزم قوی درویشانی که اولیاءالله اند و برای همه دعا می کنند می باشد که تو از بلای جان و مال در امانی.

گنج قارون که فرو می شود از قهر هنوز            خوانده باشی که هم از غیرت درویشانست

قهر یعنی غلبه کردن. غیرت یعنی حمیًت. این بیت دارای آرایه تلمیح است چون به آیات قرآن و داستان قارون اشاره دارد و معنی بیت از مصراع دوم شروع  می شود. بیت یعنی: اگر در کتابهای تفسیر و تاریخ خوانده باشی می دانی که گنج قارون که در دل خاک فرو رفت و هنوز هم فرو می رود ، از حمیًت فقیران بود که بر قارون نفرین کردند و او به قهر و غلبه خداوند گرفتار شد.                                    

خلاصه داستان قارون از اینقرار است که قارون عموزاده حضرت موسی(ع) بود.صورت و شمایل زیبایی داشت و تورات حفظش بود. مال و مکنت زیاد داشت و بسیار مغرور بود و به مردم فخر می فروخت و ثروتمند بودن خود را بدلیل لیاقت فوق العاده خود در کسب  ثروت می دانست و دوست داشت که مردم او را بعنوان بزرگتر و صاحب اختیار بپذیرند. افرادی از مردم حسرت مال او رامی خوردند. قارون به حضرت موسی و برادرحضرت موسی هارون بشدًت حسادت می ورزید ، می گفت اگر مقام پیامبری از آن موسی و مسئولیت قربانگاه و خیمه اجتماع بعهده ی هارون باشد چیزی برای من باقی نمی ماند. از آنجایی که شهرت و آوازه ی حضرت موسی بالا می گرفت او درصدد برآمد تهمتی بزرگ به حضرت موسی بزند و بدینصورت او را نابود کند. ناگفته نماند بدلیل مال و مکنت زیادی که  قارون داشت ، حضرت موسی از او ذکات اموالش را مطالبه می کرد و قارون ذکات نمی داد. قارون این نقشه را کشید: زنی زناکار را اغفال کرد که بگوید حضرت موسی با او زنا کرده تا قارون به او پاداش زیاد دهد. برای همین کار روزی با آن زن رفت نزدیک حضرت موسی  و گفت ای موسی آیا در تورات وارد نشده که زانی را باید سنگسار کرد؟ حضرت موسی(ع) گفت چرا این حکم توراتست. قارون گفت پس تو با حکم تورات باید سنگسار شوی زیرا که با فلان زن زنا کرده ای. حضرت موسی زن را احضار کرد و او را قسم داد که حقیقت امر را در حضور قوم بیان کند همه تعجب کردند و سراپا گوش دادند بشنوند زن چه می گوید. اما آن زن گفت: قارون بسیار مرا وسوسه کرد که بگویم حضرت موسی با من زنا کرده اما این چنین نیست. بعد از این رسوایی قارون ، حضرت موسی(ع) قارون را نفرین کرد که زلزله ای مهیب آمد قارون و کاخ و ثروتش را در عمق زمین فروبرد. وافرادی که حسرت مال قارون را      می خوردند بخود آمدند و فهمیدند مال حرام انسان را نه در دنیا و نه در آخرت خوشبخت نخواهد کرد.

حافظ ار آب حیات ازلی می خواهی           منبعش خاک در خلوت درویشانست

ازلی یعنی همیشگی... در این بیت حافظ خود را شخصیت ثانی فرض کرده ومی گوید ای حافظ اگر می خواهی آب حیات بنوشی که همیشه زنده باشی سرچشمه آن آب را در خاک در خانه ی درویشان و اهل الله بجوی که به عبادت و راز و نیاز خداوند متعال مشغولند.

من غلام نظر آصف عهدم کورا            صورت خواجگی و سیرت درویشانست

این بیت مدح است. همانطور که قبلا نوشتم بسیاری از غزلیات مدح حافظ غزلی بوده که قبلا سروده است و برای رفع تکلیف بیتی را به آن اضافه نموده و بعنوان مدح می خوانده است ازجمله این غزل. بیت یعنی: من بنده توجه آصف زمانم هستم و او شخصی است که ظاهری با عظمت و باطنی باروش درویشان خداجو را دارد.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 26 خرداد 1395 :: نویسنده : غلامعلی(امیر) صالحی
نظرات ()