تبلیغات
بوسه ای بر ساغر حافظ2 - مطالب آبان 1395
 
درباره وبلاگ
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
بوسه ای بر ساغر حافظ2





                                                                     غلامعلی(امیر)صالحی

این غزل بر وزن فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلات یعنی بحر رمل مثمن مخبون مقصور است. این غزل دارای هشت بیت با قافیه«آر» و ردیف«منست» می باشد که در همه ی ابیات شاعر که خود را یک عاشق مخلص می داند به وصف حال یک عاشق مخلص نسبت به محبوب می پردازد. می توان گفت این غزل گوشه ای از حال عاشقی از زبان حافظ است.

لعل سیراب بخون تشنه ، لب یار منست          وز پی دیدن او ، دادن جان کار منست

مصراع اول دارای دو آرایه تشبیه و تشخیص است ، بیت دارای دو جمله است ، واو حرف عطف است. لعل گوهر سرخ رنگ ، مشبه به برای لب و موصوف برای سیراب و برای بخون تشنه است. تشنه یعنی مشتاق. لب مضاف برای یار و یار مضاف برای من و مضاف الیه برای لب است ... بیت یعنی: لب یار من که مانند لعلی که مشتاق خوردن خون است و از خون سیراب شده و به رنگ سرخ زیبایی شده است و بدنبال دیدن یارم در این حالت ، کار من اینست که از شوق یار جان می سپارم.

شرم از آن چشم سیاه بادش و مژگان دراز          هرکه دل بردن او دید و در انکار منست

هرکسی که دل بردن یار مرا دید و مرا از عشق او منع و سرزنش کرد از آن چشم سیاه زیبا و مژگان بلند قشنگش شرمسار باشد ( یعنی زمانی که هرکس با این زیبایی ببیندش به من حق می دهد که عاشقش باشم به این دلیل شرمنده می شود.)

ساروان رخت به دروازه مبر کان سر کو          شاهراهیست که منزلگه دلدار منست

ساروان: شتربان ، ساربان. رخت: اثباب ، بار و بنه. قدیم موقع مسافرت اثاثیه سفر را به دروازه شهر می بردند که آنجا سوار شترها کنند و بروند مسافرت. بیت یعنی: ای ساربان بار و بنه مرا به دراوزه مبر چون سر کوه اینجا شاهراهی است که منزلگاه یار من است. ( یعنی جایی بهتر از اینجا برای من نیست.)

بنده ی طالع خویشم که درین قحط وفا          عشق آن لولی سرمست خریدار منست

طالع یعنی طلوع کننده اینجا یعنی بخت و سرنوشت. لولی یعنی کولی ، محبوب زیبارو و خوش آواز. بیت یعنی: من بنده ی بخت و اقبال خودم هستم ( از بخت خودم سپاسگزارم ) که در این زمانه ای که وفاکردن کمیاب است آن محبوب زیباروی خوش آواز خریدار من و به من وفادار است.

طبله ی عطر گل و زلف عبیرافشانش          فیض یک شمه ز بوی خوش عطار منست

عطار من اینجا یعنی محبوب من. بیت یعنی: بوی خوشی که صندوقچه ی گل و زلف خوشبوی گل دارد ، یک بخشش جزیی از بوی خوش جانان من است.

باغبان همچو نسیمم ز در خویش مران          کاب گلزار تو از اشک چو گلنار منست

ای باغبان مرا مانند نسیم از در باغ خودت دور نکن برای اینکه گلهای باغ تو از اشک مانند گل انار من سیراب شده است.

شربت قند و گلاب از لب یارم فرمود          نرگس او که طبیب دل بیمار منست

چشم زیبای محبوب من که به زیبایی گل نرگس است و طبیب دل بیمار من است ، برای درمان  بیماری دل من شربت قند و گلاب از لب یارم را تجویز نمود.

آنکه در طرز غزل نکته به حافظ آموخت          یار شیرین سخن نادره گفتار منست

حافظ در این بیت خود را شخصیت ثانی فرض نموده است. نادره گفتار یعنی سخنان کم یاب. نادره گفتار و شیرین سخن هرکدام صفت مرکب اند و موصوفشان یار است. بیت یعنی: آنکسی که در سرودن غزل نکته های زیبا به حافظ آموزش داد ، یار شیرین سخن من است که سخنانش از زیبایی کمیاب است.



 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 11 آبان 1395 :: نویسنده : غلامعلی(امیر) صالحی
نظرات ()